و بازهم امتحان زبان و جنگ خانوادگی
سلاممممممممم.آقا چرا همه یا وبلاگاشونا بستن یا رمزی شدن ،
اصن یادم نیست از کی ننوشتم ،فقط اینکه روز دوشنبه با دوستم
پری و شوهرش وبچش رفتیم عروسی داداش دوستم .اولش که
رسیدیم شوهر دوستم به خانمش گفت بشین و اینا همشون انگار
باحجابن و فقط تو وفلانی اینجوری لباس پوشیدین ،گفتم واااااااااا
منکه کلی گشتم این لباسو پیداکردم و هم آستین داره و هم
پوشیدس ،دیگه چی بپوشم ،فقط برا روسری میگی فک کنما ،
یه کم مسخره بازی درآورد و دوستمم کاملا صبورانه برخوردکرد
هی پیش
برچسب:
نویسنده: آرتمیس محمدپور