خرید بک لینک
و بازهم امتحان زبان و جنگ خانوادگی سلاممممممممم.آقا چرا همه یا وبلاگاشونا بستن یا رمزی شدن ، اصن یادم نیست از کی ننوشتم ،فقط اینکه روز دوشنبه با دوستم پری و شوهرش وبچش رفتیم عروسی داداش دوستم .اولش که رسیدیم شوهر دوستم به خانمش گفت بشین و اینا همشون انگار باحجابن و فقط تو وفلانی اینجوری لباس پوشیدین ،گفتم واااااااااا منکه کلی گشتم این لباسو پیداکردم و هم آستین داره و هم پوشیدس ،دیگه چی بپوشم ،فقط برا روسری میگی فک کنما ، یه کم مسخره بازی درآورد و دوستمم کاملا صبورانه برخوردکرد هی پیش

برچسب: نویسنده: آرتمیس محمدپور تاريخ: دوشنبه 24 آذر 1404 ساعت: 10:56

صفحه بندی